(@sara_matin00)

@sara_matin00

13 Posts 1,766 Followers 36 Following

مَن یِ کاکتوسِ تَنهام🌵 دَرد یَنی غَم 😄 غَم یَنی مَن😏

Photos and Videos by @sara_matin00

کَویر🌵
 دَشتِ سَرسَبزی بود🌲
 تا روزی که به باران گُفت:🌧 "❤"دوستَت دارَم"❤"

کَویر🌵 دَشتِ سَرسَبزی بود🌲 تا روزی که به باران گُفت:🌧 "❤"دوستَت دارَم"❤"

خواستم خودمو گول بزنم ؛ 
همه ی خاطراتم رو انداختم یه گوشه ای و گفتم : فراموش ؛ یه چیزی ته قلبم خندید و گفت : 《یادمه》

خواستم خودمو گول بزنم ؛ همه ی خاطراتم رو انداختم یه گوشه ای و گفتم : فراموش ؛ یه چیزی ته قلبم خندید و گفت : 《یادمه》

سال ها بعد،
مردی کنارِ من جدول حل می کند
و زنی کنارِ تو کاموا می بافد 
و ما هر دو،
پشتِ پنجره ای رو به پاییز 
دلتنگ خواهیم بود..
برای امروز 
برای حالا،
برای اینجا...!
❤

سال ها بعد، مردی کنارِ من جدول حل می کند و زنی کنارِ تو کاموا می بافد و ما هر دو، پشتِ پنجره ای رو به پاییز دلتنگ خواهیم بود.. برای امروز برای حالا، برای اینجا...! ❤

در جمع نشسته بودم..
چای مینوشیدم ، یادش افتادم
یکباره دلتنگش شدم 
بغض کردم ، اشک در چشمانم حلقه زد 🙃
همه با تعجب نگاهم کردند 
لبخند تلخی زدم و گفتم: چقدر داغ بود!

در جمع نشسته بودم.. چای مینوشیدم ، یادش افتادم یکباره دلتنگش شدم بغض کردم ، اشک در چشمانم حلقه زد 🙃 همه با تعجب نگاهم کردند لبخند تلخی زدم و گفتم: چقدر داغ بود!

هیچ کَس راهِ درست نیست کَسی
هَدَف ظُلم جهانی شدن است
شهر هرتی شدو مردم گیجند
من که در پیله ی خود میپیچم
به حق سوگند که گیجَم مَن
 کدام سو مَن بپیچَم؟
اَه چه قدر بیراهه بِسیار اَست و
راهِ راست دُشوار است تَشخیصَش
همه گُم رُک میگویند
مَرو گم  تو مَنَم گویَم
چه دنیاییییی شده وَالله
وتنها  تکیه گاااااه ❤الله❤

هیچ کَس راهِ درست نیست کَسی هَدَف ظُلم جهانی شدن است شهر هرتی شدو مردم گیجند من که در پیله ی خود میپیچم به حق سوگند که گیجَم مَن کدام سو مَن بپیچَم؟ اَه چه قدر بیراهه بِسیار اَست و راهِ راست دُشوار است تَشخیصَش همه گُم رُک میگویند مَرو گم تو مَنَم گویَم چه دنیاییییی شده وَالله وتنها تکیه گاااااه ❤الله❤

اینڪہ از من میپرسی... "چقدر دوستت دارم "

خیلے عجیب است... مگر پاییز حساب برگ هایش را دارد!؟

اینڪہ از من میپرسی... "چقدر دوستت دارم " خیلے عجیب است... مگر پاییز حساب برگ هایش را دارد!؟

دَر دِل تو یادِ مَنو 
دَر دِل مَن یار تویی تا بِ هَمیشه

با هَمه ات مالِ مَنی

روح تو دَر جانِ مَنی مِثل هَمیشه

آغوشِ تو آرامِشَمِ 
هَرچی پیشَم باشه کَمه 
مَن به تو گیرَم❤

دَر دِل تو یادِ مَنو دَر دِل مَن یار تویی تا بِ هَمیشه با هَمه ات مالِ مَنی روح تو دَر جانِ مَنی مِثل هَمیشه آغوشِ تو آرامِشَمِ هَرچی پیشَم باشه کَمه مَن به تو گیرَم❤

تَفاوُت در نِگاه اَست ،تو چِ میدانی؟؟؟؟ هِزاران راهُو بیراهه ..‌. وَ پا کارَش دَوییدَن نیستُ دَست  میسوزَدو این توشهِ ی راه اَست... داغی تَجرُبه سَرما و گرما را... چِشیدی آب دَریا را؟؟؟🌊🌊 کَمی شور اَست و هَرچه بیشتَر بیشتَر 
پَس از این راه🛤 چِ قدر دور اَست و مَن تِشنه

چِ بسیارَندو از پشت میزنند دِشنه

رِفاقَت ها.... چِ قدر گشتم وَلی

خَسته شُدم

من آمَدَم

آنها هَنوز هَم باز میگشتَندو 
عِشق❤

در پُشت صَد بازی و  صَد تَرفندو 
مَن

غافِل... سَرَم پایین و 
بالا را نمیدیدَم 
و دَستَم میرسید 🖐

اما برای کودَک تنها 
نمیچیدَم

سیبِ قرمزِ 🍎

با غَم میرفتو نمیدیدَم ☹

نِمیبینی؟؟ مَگَر کوری؟؟ مُحبَت های تو صوریست....

تَفاوُت در نِگاه اَست ،تو چِ میدانی؟؟؟؟ هِزاران راهُو بیراهه ..‌. وَ پا کارَش دَوییدَن نیستُ دَست میسوزَدو این توشهِ ی راه اَست... داغی تَجرُبه سَرما و گرما را... چِشیدی آب دَریا را؟؟؟🌊🌊 کَمی شور اَست و هَرچه بیشتَر بیشتَر پَس از این راه🛤 چِ قدر دور اَست و مَن تِشنه چِ بسیارَندو از پشت میزنند دِشنه رِفاقَت ها.... چِ قدر گشتم وَلی خَسته شُدم من آمَدَم آنها هَنوز هَم باز میگشتَندو عِشق❤ در پُشت صَد بازی و صَد تَرفندو مَن غافِل... سَرَم پایین و بالا را نمیدیدَم و دَستَم میرسید 🖐 اما برای کودَک تنها نمیچیدَم سیبِ قرمزِ 🍎 با غَم میرفتو نمیدیدَم ☹ نِمیبینی؟؟ مَگَر کوری؟؟ مُحبَت های تو صوریست....

سالهاست بيدارم ..
خواب شدم چون حرفي براي شنيدن نبود ..
و إلا من تا همه را خواب نكنم كه نميخوابم ..
ميگذرد ..
اين وسط يك نفر اشتباه زده است ..
مطلقي هم نيس ..
شايد هر دو ..
زمان بايد ..
زمان عجب معجزه ايست ..
عجب فلسفه اي دارد ..
و چه بُعد هايي ..
اخر ميفهمد يكي ..
كه پشيماني از ان چه كسي ميشود ..
تلخ باري به دوشمان نهاد كه من ابدا در بندش نبودم ..
چه بسا كه مرا از من دور كرد ..
آنقَدر بودن با طعمه هاي الماس كه قُلابشان وسوسه ام نكرد ..
درويش امد و درويش ميرود ..
حرف حبس سينه چون ..
اَجرش به او رسيد ..
كه هيچ سخن نگفت ..
ديدم به زندگي ..
هر روز تجربه ..
هر صحنه بازيُ ..
من را به شعر رساند ..
اينكه براي من ..
هيچ بي ارزش است ..
قيد تنفسم ..
در آن ميزنم ..
گنجشك رو درخت .. من در اتاق خواب ..
بيدار تا ابد.. بیدار تا اَبَد....☺

سالهاست بيدارم .. خواب شدم چون حرفي براي شنيدن نبود .. و إلا من تا همه را خواب نكنم كه نميخوابم .. ميگذرد .. اين وسط يك نفر اشتباه زده است .. مطلقي هم نيس .. شايد هر دو .. زمان بايد .. زمان عجب معجزه ايست .. عجب فلسفه اي دارد .. و چه بُعد هايي .. اخر ميفهمد يكي .. كه پشيماني از ان چه كسي ميشود .. تلخ باري به دوشمان نهاد كه من ابدا در بندش نبودم .. چه بسا كه مرا از من دور كرد .. آنقَدر بودن با طعمه هاي الماس كه قُلابشان وسوسه ام نكرد .. درويش امد و درويش ميرود .. حرف حبس سينه چون .. اَجرش به او رسيد .. كه هيچ سخن نگفت .. ديدم به زندگي .. هر روز تجربه .. هر صحنه بازيُ .. من را به شعر رساند .. اينكه براي من .. هيچ بي ارزش است .. قيد تنفسم .. در آن ميزنم .. گنجشك رو درخت .. من در اتاق خواب .. بيدار تا ابد.. بیدار تا اَبَد....☺

من خیالم که حسابی جمع بود ..
گرچه بین،من و تو هی جنگ بود ..
گرچه دنیا پر ز بی مهری شده ..
گرچه اسم شهرمان هرتی شده ..
دختر همسایمان قرتی شده ..
و پسرها کِ همه بی رگ شدن ..
لات ها هم بی مرام و بد شدن ..
هر کسی صدها نقاب بر صورتش ..
با طمع گرگی سلامه کوچکش ..
عشق من،دنیا حسابی بد شده ..
یک اگر بوده بدی ها صد شده ..
قهرمانی نیست ..الگویی .. کسی ..
قبل تر ها از هزاران یک به مقصد میرسید ..
واقعی ها کم شدن یا منقرض ..
بره ای بود گرگ تر ها خوردنش ..
اعتمادی نیس اصلاً بر کسی ..
پره طاووس خریدس کرکسی ..
امدم از تو بگم ذهنم پر است ..
دردها مغز مرا  هی میخورن ..
دوستت دارم همین را یاد دار ..
گرچه دنیا عشقمان بر باد داد...

من خیالم که حسابی جمع بود .. گرچه بین،من و تو هی جنگ بود .. گرچه دنیا پر ز بی مهری شده .. گرچه اسم شهرمان هرتی شده .. دختر همسایمان قرتی شده .. و پسرها کِ همه بی رگ شدن .. لات ها هم بی مرام و بد شدن .. هر کسی صدها نقاب بر صورتش .. با طمع گرگی سلامه کوچکش .. عشق من،دنیا حسابی بد شده .. یک اگر بوده بدی ها صد شده .. قهرمانی نیست ..الگویی .. کسی .. قبل تر ها از هزاران یک به مقصد میرسید .. واقعی ها کم شدن یا منقرض .. بره ای بود گرگ تر ها خوردنش .. اعتمادی نیس اصلاً بر کسی .. پره طاووس خریدس کرکسی .. امدم از تو بگم ذهنم پر است .. دردها مغز مرا هی میخورن .. دوستت دارم همین را یاد دار .. گرچه دنیا عشقمان بر باد داد...

گُفتَم باش،تا کِنارِ هَم پیرِمَردُ 👴 پیرِزَن👵 شیم

وَلی تُ  باز بِ کَج پیله کَردی...

گُفتَم باش،تا کِنارِ هَم پیرِمَردُ 👴 پیرِزَن👵 شیم وَلی تُ باز بِ کَج پیله کَردی...

و چه حالِ خوبیست
وقتی کسی بیایَد که نرود
که بگوید رفتن را بلد نیستم
آمده ام که بمانم 
حتی اگر خودت بخواهی بروم
راستش رفتن را بلَد نیستم❤️

و چه حالِ خوبیست وقتی کسی بیایَد که نرود که بگوید رفتن را بلد نیستم آمده ام که بمانم حتی اگر خودت بخواهی بروم راستش رفتن را بلَد نیستم❤️

Popular Hastags